صفحه ها
دسته
توجه
دختر پرستار زیبای مسیحی(5مطلب)
{ یتیم نوازی ممنوع ؟نماز.دعا. آش رشته.غیبت آزاد}
www.qaraati.ir
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 47404
تعداد نوشته ها : 48
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
رییس پرسنلی (حضوروغیاب اداره ) به من بخاری فروخترییس پرسنلی (حضوروغیاب اداره ) به من بخاری فروخت خوب است بدانیم  که در زندگی روزمره هر کسی  به  افرادی برخورد می کند  که خوش آداب ومعاشرت هستند ودر رفاقت  ادعای زیادی دارند و بیش از همه سنگ آدم را به دل می زنند واز شما حمایت می کنند   اما به چه خاطر است خدا می داند  رییس  پرسنلی عجیب با من خوب بود ومن می دانستم منظور او چیست  از این دوستی. تزریقات جلو درب بود ومحل هرگونه اطلا ع واخبار ی که می شد هرکس هر کاره بود روزی به این محل می آمد اما این دفعه موضوع مهمتر ازاین حرف ها. من با اینکه ساختمان نیمه کارهای داشتم یکی از افراد اداره گاز  که با من دوست بود  ویکی از افرادی که مهندس لوله کشی بودند  در داخل تزریقات در حین حرف وحدیث ها فهمیده بودند که من به خاطر نداشتن پول گاز کشی نمی کنم لذا یک روز که به منزل آمدم دیدم لوله کش گاز دارد کار می کند به او گفتم شما از کجا هستید وچه کسی گفته جوابی ندادند ومن هم ادامه ندادم چون خودم دلم می خواست گاز داشته باشیم  لذا چیزی نگفتم  واین مراحل انجام شد از اداره گاز جهت تایید آمده بودند وخلاخصه این دوفرد خیر خواه گاز را برای من کشدند واز شر همسایه دوچرخه ساز که هرروز گزارش  بوی نفت ودود مرا به بهداشت شهر گزارش می داد راحت شدم ومن هم بدنبال پرداخت این پول  وتشکر از آنها بودم  یک روز مرخصی گرفته بودم چون  به من کم مرخصی می دادند تزریقات شلوغ بود و نفر کم داشت  لذا فردای آن روز آقای پرسنلی آمد وتا آخر موضوع یعنی کشیدن گاز را فهمید واز فرصت استفاده کرد وشروع کرد به حرف زدن از بخاری که تازه خریده وهنوز از آن استفاده نکرده   می خواست بفروشد آنرا به من منهم که تا این زمان بخاری گازی ندیده بودم  خوب توجه نکرده بودم که بخاری وایمنی ومسایل آن چه هست تا قبل گاز کشی بخاری نفتی بود که شعله آبی آنرا هنوز در ذهن دارم وحقیقت اگر پدرم می خواست آنرا ببرد نمی دادم اما خانمم آنرا به سمسارها فروخته بود که آنهم حکایتی دارد اما از بخاری گازی دور نشویم آنقدر حرف از آن زد که مرا وادار کرد بیست روز بعد گاز کشی ووصل آن به خانه اوبروم وبخاری را به مبلغ 15 هزار تومان بخرم در حالیکه یک بخاری نو وجدید 20 هزار تومان بود  بخاری را داخل کارتن گذاشت وبه من داد یعنی با ماشین خودش تا جلو درب منزل آورد ودر محل کار آخر برج ایستاد تا پولش را گرفت  من هنوز بخاری را از داخل کارتن خارج نکرده بود  هنوز هواسرد نشده بود تا یک روز که درماه آبان بود به یکی از همسایه گفتم این بخاری را برایم وصل کن ترس از گاز آدم را مجبور می کند از گاز دی اکسید کربن این قاتل خاموش بترسی همسایه گرامی وساییل لازم را همراه خودش آورد انبر دست وپیچ گشتی وبست مثل اینکه می دانست من اینها را ندارم بلاخره بخاری روشن شد  چون روی شعله زیاد بود بقدری وحشتناک شعله اش بالا آمد که من ترسیدم  .بیار ی خدا جون منزل ما از نظر فرشو موکت خالی بود ودرب وپنجره درستی نداشت وشیشه هم نداشت وما فقط داخل اطاق خواب یعنی یکی از اتاق خوابها لوازم زندگی داشتیم  همسایه گرامی  گاز کش به سمت شیر داخل منزل دوید وشیر را بست هم مرا آموزش می داد هم گاز کشی می کرد شیر بسته شد واین همسایه عزیز دوباره بست گاز را باز کرد وگفت چون یک وسیله ایمنی بنام ترموکوک ندارد این بخاری خطرناک است خدمت شما که عرض کنم بخاری را با دوهزارتومان کرایه به بخاری سازی بردم وبرایش آن وسیله را گذلشتم واو هم مبلغ هشت هزار تومان ازمن گرفت وبعد که  ریس پرسنلی آ مد وحکایت را  خودش دید آنقدر شرمگین بود که خجالت می کشید مطرح کند وچند بار حاضر بود بخاری را با مبلغ بیشتری بخرد اما من هنوزم آن بخاری را دارم در حالیکه این آقا از نظر پولی ثروتمند بود ومسئول حضوروغیاب ودر یک اداره بودیم اوبا من اینکار را کرد وآن اداره گازی ولوله کش  از خودشان به من خدمت کردند هر چند پولشان رادادم اما آنها می گفتند فقط بخاطر خدا وسفارش کردند که تو هم بخاطر خدا در تزریقات به مردم خدمت کن  
دسته ها :
يکشنبه بیستم 2 1388
X